X
تبلیغات
صاعقه _ سنرد سیتی

صاعقه _ سنرد سیتی

اجتماعی.سیاسی.فرهنگی (پیشنهاد:چه بنویسم و از کی بنویسم؟) لطفا نظر بدهید

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ صاعقه _ سنرد سیتی خوش آمد میگویم ... برای مشاهده کامل مطالب از آرشیو مطالب وبلاگ استفاده کنید.


ليلا! ليلا! كجايي؟ مجنون! مجنون ! به گوشم!

 

ليلا يادت مي آيد يك شب پرسيدي از من

از درد از زخم از اشكم ، گفتم نمي فروشم !

 

ليلا جسمم شكسته ست با خود اما كشاندم

البرزي را به دستم ، الوندي را به دوشم

 

ليلا ليلا كجايي ؟امشب در من چه غوغاست

طوفان طوفان هياهو ، دريا دريا خروشم

 

ليلا ليلا كجايي ؟ تا دستم را بگيري

چون كوهي آتش افشان ، داغم اما خموشم

 

ليلا ليلا كجايي؟ مجنون بر خاک افتاد!

مجنون مجنون كجايي ؟ ليلا ليلا به گوشم


                  (علیرضا قزوه) 


برچسب‌ها: گرمسار, روستای سنرد, لیلا, علیرضا قزوه

[ یکشنبه هشتم دی 1392 ] [ 23:11 ] [ کمیل ]

[ ]

سر در گم سرّ سحرم مادر گلها
دل مرده ی اسرار درم مادر گلها

ای محور اصل همه ی عالم وآدم
ای هاله ی احساس وکرم مادر گلها

هم اسوه ی مهر و مدد و گوهر علمی
هم سوره ی طاهای حرم مادر گلها

علامه دهری وسراسر همه عدلی
ای حامی و امدادگرم مادر گلها

در معرکه گل کرده همی آه کلامی
گاهی سر و گاهی کمرم مادر گلها

ای ماه دل آرای علی در دم مرگم
دل گرم طلوعی دگرم مادر گلها

شاعر: مجید قاسمی

برچسب‌ها: گرمسار, روستای سنرد, حضرت زهرا س, حضرت علی

[ دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1392 ] [ 22:44 ] [ کمیل ]

[ ]

رویانیان : یا پولم را بدهید یا تشکر کنید!


بعد از استعفای محمد رویانیان از مدیرعاملی پرسپولیس، حرف و حدیث های زیادی پشت سر او و فعالیت هایش به وجود آمد. ابته رویانیان هم بی کار ننشست و در مواقع لازم، پاسخ هایی هم ارائه داد. حتی اخیراً او بیان کرده که خیلی خوشحال می‌شود اگر آقای خادم عملکرد مدیریت دو سال گذشته باشگاه پرسپولیس را همراه با گردش مالی باشگاه بررسی کند.

اما نکته مهم، آخرین صحبتی است که وی در مورد بدهی های باشگاه داشته است:

یک‌بار دیگر اعلام می‌کنم هر چقدر به ما پول داده‌اید از همان سؤال کنید که چه شده است، هر پولی را که در باشگاه در قالب کمک دولت، کمک کرده بودید و همچنین اسپانسری لباس و فروش بلیت و تبلیغات در دور میدان آزادی و حق پخش به ما داده‌اید، می‌توانید بازخواست کنید که چه شده است. اما بقیه پولی را که ما هزینه کردیم شما باید به ما برگردانید، یا لااقل از ما تشکر کنید.


برچسب‌ها: گرمسار, روستای سنرد, پرسپولیس, محمد رویانیان

[ جمعه بیست و پنجم بهمن 1392 ] [ 10:56 ] [ کمیل ]

[ ]

آنچه پشت پرده «ولنتاین» را این روزها بیشتر نمایان می کند، تلاش و تبلیغات برای از هم پاشیدن بنیان خانواده ها، جلوگیری از ازدواج و ترویج دوست یابی و دوست گزینی به جای انتخاب همسر و تشکیل خانواده است. "ولنتاین" در واقع یک مناسبت غربی و فرهنگ وارداتی است که چند سالی است میان جوانان باب شده و همه ساله در روز 25 بهمن مطابق با 14 فوریه همراه با آداب و رسوم به خصوصی برگزار می شود. جشنی همراه با هدیه دادن و دوستی و عشق ورزیدن به نامحرم و جنس مخالف که در واقع فرصتی است تا دوستی های خیابانی از سوی متولیان ابتذال، هویتی پوشالی یابد ...


برچسب‌ها: گرمسار, روستای سنرد, ولنتاین
ادامه مطلب

[ جمعه بیست و پنجم بهمن 1392 ] [ 10:46 ] [ کمیل ]

[ ]

ه گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم ، شگفتی های فراوانی در جریان رزم، شهادت و تشییع شهدا وجود داشته و دارد. شگفتی های منظمی که برای جنگ با همه خشونت و ناملایماتش یک وجه ساختار شکن به نام زیبایی های جنگ می سازد که فقط در نبردهایی همچون جنگ هشت ساله ما رؤیت شده است. چیزی که از جنگ ما چیزی به نام هشت سال دفاع مقدس ساخت. حسن بلوچی رزمنده ای از تیپ 21 امام رضا(ع) در مورد شگفتی یک شهید عملیات والفجر8 خاطره ای را روایت می کند و می گوید: - شهید محمدرضا عاشور پس از زخمی شدن در عملیات والفجر8 به یک بیمارستان در اصفهان منتقل می شود ...


برچسب‌ها: گرمسار, روستای سنرد, امام رضا, والفجر 8, شهید محمد رضا عاشور
ادامه مطلب

[ جمعه بیست و پنجم بهمن 1392 ] [ 10:43 ] [ کمیل ]

[ ]

شهرخبر ، دکتر سید حسن هاشمی در جمع نمازگزاران مسجد جامع گرمسار تصریح کرد: ما در کشور روستاها و شهرهایی داریم که حتی از حداقل های بهداشتی هم برخوردار نیستند، قدم اول در سلامتی این است که شما باید تا می توانید پیشگیری کنید تا نیاز به درمان نداشته باشید. وی تأکید کرد: انتظار این است که حوزه بهداشت و سلامت مورد رضایت مردم باشد. - وزیر بهداشت به تصمیمات دولت اشاره کرد و افزود: اگر بخواهیم تصمیمات دولت اجرایی شود نیاز به صبر و حوصله است. هاشمی همچنین به بعد داخلی اشاره کرد و گفت: از روزی که دولت فعالیتش را شروع کرد بنا بر کنترل تورم بود که اکنون شاهد آن هستیم که کاهش پیدا کرده است ...


برچسب‌ها: گرمسار, روستای سنرد, مسجد جامع گرمسار, وزیر بهداشت, 22 بهمن
ادامه مطلب

[ جمعه بیست و پنجم بهمن 1392 ] [ 10:29 ] [ کمیل ]

[ ]

باید قدر حال و زمونی که در آن هستیمو بدونیم چون حالی که گذشت

بازگشت اون دیگه محاله و باید فقط حسرت زمون های از دست رفته 

را خورد!!

باید قدر لحظه ها را بدونیم که به سرعت در حال تازیدنه و دست یافتن به اون 

همانند یه در نایابه!!

پس دوست عزیز بیا قدر زمون و حال را بدونیم که از کفمون نره و آه و افسوس

 نصیبمون نشه!!

باید سنگینی خواب و غفلت و ندانم کاری را از روی دوشمون برداریم چرا که نسیه فردا 

فقط یه آرزو و وعده تهی و تو خالیه و نقدی گذشته نیز نمیتونه تضمینی برای آینده باشه!!

پس باید گفت زندگی سلام!!!!!!!


برچسب‌ها: گرمسار, روستای سنرد, زمان, آرزو, در نایاب

[ چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1392 ] [ 23:12 ] [ کمیل ]

[ ]

امروزه رنگ ها داره بیداد میکنه همه دوست دارند تا به یه رنگی در آیند 

نمی دونم چرا؟ اینو واقعا دارم جدی میگم چرا ما آدما! علاقمندیم که رنگی

باشیم  و شکل واقعی به خودمون نگیریم شاید منافعمون در رنگی بودنه 

و تا وقتی اینگونه باشی نونمون در روغنه!

واقعا اف بر این دنیای رنگی و مردمان رنگی تر از آن!!

امروزه خیلی از ما دچار کوررنگی شدیم و نمی تونیم رنگ ها

را به درستی از هم تشخیص داده و بین آنها تفکیک قائل بشیم!!!

شاید هم خودمونو زدیم به کوررنگی!!!!



برچسب‌ها: گرمسار, روستای سنرد, کوررنگی

[ چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1392 ] [ 23:2 ] [ کمیل ]

[ ]

دیشب تو اخبار شنیدم که یکی از مسئولین رژیم غاصب اسرائیل

با وزیر اسبق اطلاعات آل سعود در حاشیه اجلاس مونیخ با هم دیداری

داشتند در این دیدار طرف اسرائیلی عنوان می دارد که گرچه رژیم 

صهیونیستی با کشور عربستان رابطه دیپلماتیک ندارند ولی هر دو کشور

یه دوست مشترک به نام امریکا دارند و یک دشمن مشترک به نام ایران دارند!!!

ایران هراسی واژه ای است که اسرائیل و آمریکا  با توسل به آن کشورهای

 همسایه ایران خصوصا کشورهای حاشیه خلیج فارس  را تشویق کرده اند تا

 سیل و انبوهی از سلاح های خود را به این  کشورها به فروش برسانند و متاسفانه 

کشورهای حاشیه جنوب خلیج فارس نیز این دروغ بزرگ را باور کرده ند و قبول کرده اند

که دشمن آنها ایران است نه آمریکا و رژیم صهیونیستی!!

دستگاه دیپلماسی کشورمان باید در این رابطه فعال تر عمل کند ونگذارد که دشمنان

 قسم خورده اسلام و مسلمین از این آب گل آلود بیشتر ماهی بگیرند وتنها نظاره گر بودن

کافی نیست وحرکتی جدی و پرشتاب و عقلانی را نیاز دارد!!!

 


برچسب‌ها: گرمسار, روستای سنرد, اسرائیل, ایران هراسی, آمریکا

[ دوشنبه چهاردهم بهمن 1392 ] [ 6:41 ] [ کمیل ]

[ ]

هر روز مرگ را با چشمان خود می بینیم اما باور نداریم , هر روز یکی از 

عزیزان مان کوچ سفر می بندد و عازم سفر ابدی میشه اما باز هم 

باورمان نیست و خودمونو به نفهمی می زنیم نمی دونم چرا باورمون نیست 

شاید نفر بعدی ما باشیم , شاید دیگه طلوع آفتاب را نبینیم و این آخرین

طلوع آفتابی بود که دیدیم شاید دیگر فرصتی باقی نمونه تا به جبران

گذشته ها بپردازیم  چرا ما به خودمون نمیام و از این همه مرگی که در

اطرافمون هر روز اتفاق می افته درس نمی گیریم.

امروز مراسم ختم یکی از همکاران بود که در عنفوان جوانی درگیر یه 

بیماری سخت شد و جان به جان آفرین تسلیم کرد روحش شاد.


برچسب‌ها: گرمسار, روستای سنرد, مرگ

[ شنبه دوازدهم بهمن 1392 ] [ 19:2 ] [ کمیل ]

[ ]

بعضی انسان ها خیانت کارند. گناهی را که کرده از مردم مخفی می کند 

که کسی نفهمد اما از خدا خجالت نمی کشد انسان باید با حیا باشد 

همانطور که از خلق حیا می کند از خدا هم حیا بکند که این یکی ازجنود

عقل است. کسانی که حیا ندارند این ها عقل ندارند دین هم ندارند

و همین طور گناه می کنند. 


برچسب‌ها: گرمسار, روستای سنرد, احمد مجتهد تهرانی, جنود عقل, حیا

[ شنبه دوازدهم بهمن 1392 ] [ 18:53 ] [ کمیل ]

[ ]

انسان از یک بچه 10 ساله حیا می کند بدون شلوار جلوی او نمی نشیند.

خدا که ناظر ماست در روایات آمده که ای انسان آن طور عبادت کن خدا را

و آن طور بترس که خدا تو را می بیند آن طور که از خلق خدا می ترسی  و

در حضور او گناه نمی کنی از خدا هم بترس اگر فکر می کنی که خدا تو

را نمی بیند که کافر هستی ولی اگر می دانی که خدا تو را می بیند و

معذالک گناه می کنی تو خدا را پست ترین ناظرین قرار دادی خدا را از یک 

بچه ده ساله کمتر دیدی. چون جلوی بچه ده ساله گناه نمی کنی اما 

جلوی خدا گناه می کنی.


برچسب‌ها: گرمسار, روستای سنرد, محضر خدا, مجتهد تهرانی, خدا

[ شنبه دوازدهم بهمن 1392 ] [ 18:48 ] [ کمیل ]

[ ]

گو به گرگان جفا پیشه طماع حریص

چشم بپوش از این گله که چوپان دارد

آمریکا تو چه می گویی؟ دائم نق می زنی و میگویی ایران ,تو نمی فهمی که این جا ما 

چوپان داریم مملکت ما یک گله بی چوپان نیست ,شماها چوپان ندارید ما چوپان داریم 

چوپان ما حضرت مهدی(صلوات الله علیه) است


برچسب‌ها: گرمسار, روستای سنرد, آمریکا, چوپان, حضرت مهدی عج

[ پنجشنبه دهم بهمن 1392 ] [ 18:51 ] [ کمیل ]

[ ]

وقتی تلقین خوان ,مرده را تکان می دهد و می گوید:اسمک,افهم, ملائکه به بعضی افراد

 می خندند و می گویند:این وقتی زنده بود نمی فهمید حالا که مرده است تکانش

می دهی می گویی بفهم خدا نکند ما از آنهایی باشیم که ملائکه به ما بخندند ,

خدا کند تا زنده ایم بفهمیم,تا زنده ایم بشنویم


برچسب‌ها: گرمسار, روستای سنرد, احمد مجتهد تهرانی, تلقین, ملائکه

[ پنجشنبه دهم بهمن 1392 ] [ 18:45 ] [ کمیل ]

[ ]

به خدا بگو غلط کردم ,نفهمیدم

بگوخدایا عمرم را به بطالت صرف کردم حالا پشیمانم

بگو حالا آمدم در خانه ات التماس می کنم از من بگذر

که اگر از من نگذری چه خاکی بر سر کنم؟

اگر مرا نیامرزی چه کنم؟

شب ها بلند شو بگو خدایا چه کنم؟

آن قدر بگو چه کنم تا اشکت جاری شود



برچسب‌ها: گرمسار, روستای سنرد, احمد مجتهدی تهرانی

[ پنجشنبه دهم بهمن 1392 ] [ 12:33 ] [ کمیل ]

[ ]



خدا آن حس زیبایی است که در تاریکی شب آهسته می گوید

کنارت هستم ای تنهای من


برچسب‌ها: گرمسار, روستای سنرد, خدا, تاریکی شب, تنهای من

[ یکشنبه ششم بهمن 1392 ] [ 6:35 ] [ کمیل ]

[ ]

[ چهارشنبه دوم بهمن 1392 ] [ 15:49 ] [ کمیل ]

[ ]

[ دوشنبه سی ام دی 1392 ] [ 16:47 ] [ کمیل ]

[ ]

من واژه صداقتو خیلی شنیدم توی هر مسئله ای و بابت هر چیزی این کلمه 

بارها و بارها بر زبان آورده میشه ,طرف محاوره سعی میکنه تا به نحوی به 

طرف مقابل بفهمونه که صداقتو وراستی براش خیلی مهمه و خیلی به اون بها

میده ودر عوض نیز با زبان بی زبانی میخواد که نسبت به اون صداقت داشته باشی

وبراش لایی نکشی و صاف و ساده هر آنچه که هست را براش توضیح بدی تا مثلا

بتونه درست تصمیم بگیره و خواسته هاشو عملی کنه !

اما این فقط یه طرف ماجرا و یا به قولی یه روی سکه هست اما در روی دیگر سکه

قصه و داستان یه جور دیگه هست و کاملا با این طرف متفاوته!

مشکل از اونجایی شروع میشه که ما فقط میخواهیم که فرد مقابلمون به ما راست بگه

اما خودمون ساز دیگه ای میزنیم و این  با حرکات و رفتارمون هیچ تناسب و سنخیتی 

نداره , شاید فکر میکنیم که طرف هالو هستو هیچ نمی فهمه و یا اینکه  این مسئله

را باورنداریم که ماه هیچ گاه پشت ابر باقی نمیمونه و رازها آشکار میشه!

همیشه دوست داریم که مخاطبمون با ما یکرنگ باشه اما خودمون در مقابل

اون یه صفحه تمام رنگی هستیم و داریم براش زیرو رو می کشیم .از این

واژه مقدس بد استفاده می کنیم به خدا بد! داریم این واژه را به لجن می کشیم

داریم اعتمادها رو از بین می بریم داریم راستی و یکرنگی را برای رسیدن به امیال

پست و ناچیز خود نابود می کنیم 

وقتی با طرف از در دوستی و راستی و صداقت وارد میشی و همه حرف دلتو واسش 

می زنی و بعد که متوجه میشی که اون باهات روراست نبوده و خیلی چیزارو ازت پنهان

کرده و پیش خودش فکر کرده که خیلی زرنگه ! آتیش می گیری و لعنت میفرستی بر اون

که چقدر نامرده! و اینکه من چقدر ساده و بی ریا!!



برچسب‌ها: گرمسار, روستای سنرد, صداقت, ریا

[ یکشنبه بیست و نهم دی 1392 ] [ 10:43 ] [ کمیل ]

[ ]

یکی از سوالاتی که معمولا برای افراد پیش می‌آید این است که وقتی خواب و رویایی چه خوب و چه بد می‌بینیم چه باید بکنیم و آن را برای چه کسانی می‌توانیم تعریف کنیم. این پرسش‌ها در زمان حیات مبارک معصومین علیهم السلام از آن حضرات سوال شده که ایشان پاسخ‌هایی در این باره فرموده‌اند.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله درباره این که برای چه کسی می‌توان خواب را تعریف کرد؟ فرمودند:

الرُّؤْیَا لَا تُقَصُّ إِلَّا عَلَى مُؤْمِنٍ خَلَا مِنَ الْحَسَدِ وَ الْبَغْیِ.

رؤیا را جز برای مؤمنی که از حسادت و تجاوز مبرّاست، نباید بازگو کرد.


برچسب‌ها: گرمسار, روستای سنرد, رویا, خواب

[ جمعه بیست و هفتم دی 1392 ] [ 11:22 ] [ کمیل ]

[ ]

[ پنجشنبه بیست و ششم دی 1392 ] [ 19:18 ] [ کمیل ]

[ ]


1- وقتی برای اولین بار، بعد از انتشار متن توافقنامه ژنو به تحلیل محتوای آن پرداختیم و با ارائه اسناد و شواهدی، به این واقعیت تلخ اشاره کردیم که توافقنامه ژنو غیر از یک دستاورد- اثبات غیر قابل اعتماد بودن آمریکا- دستاورد دیگری نداشته و ندارد، برخی از مسئولان محترم و بسیاری از جریانات سیاسی- با سلیقه‌های متفاوت- ابرو در هم کشیدند که «چرا کیهان ساز مخالف کوک می‌کند و توافقنامه‌ای را که با تلاش پی‌گیر و شبانه‌روزی تیم هسته‌ای کشورمان به دست آمده است، بی‌حاصل می‌داند»


برچسب‌ها: گرمسار, روستای سنرد, حسین شریعتمداری, کیهان, دکتر ظریف
ادامه مطلب

[ دوشنبه بیست و سوم دی 1392 ] [ 20:11 ] [ کمیل ]

[ ]

به من تهمت دیوانه شدن می زنید و حرف های خبرگزاری های دیگر را به من نسبت می دهید . نه من دیوانه نشده ام. دیوانه نیستم فقط دیوانه ها را دارم رصد می کنم. دستانم هم خوب کار می کند مثلا می تواند به بچه پرروهایی که هنوز دندان عقلشان در نیامده وراجی شان گل کرده به جای پدری که ندارند سیلی یی چنان محکم بزنم که راه سه راه سیمان و سه راه دولت را گم کنند. ایضا به آنهایی که فکر می کنند با لفظ قلم و گفتن دو تا بادافره باد به غبغب هنری شان می افتد یک سوزن درشت چنان می توانم زد که بادشان خالی خالی شودو بشوند سیرابی خالی شده ی نشسته ی گاوساله.. 


هنوز بازوان عقلم به اندازه ی تمام تان کار می کند. نیازی به اثبات خودم ندارم. این را منتقدان نوشته اند و رساله های دانشگاهی که این سال ها کم نبوده اند فرق من و شما را نشان داده اند. همینقدر بگویم که قزوه اگر هیچ کاری نداشته باشد و کبریت فروشی هم کند منت آدم های کوچک و دفتردارهای شورای شهر و وزارت خانه ی بهارستان را نمی کشد. نفسش هم وصل به کپسول اکسیجنی به نام خانه شاعران نیست. از اتاق سی سی یوی آن خانه که بیرون تان کنند فورا تمام تان مرگ مغزی هنری می شوید و چون به آن نیاز دارید و من هم دوست ندارم این آخر عمری قاتل تان باشم. 

راه حل ساده تر معامله:

من هیچ دفاعیه ای جز همین نوشته ها ندارم. شما خودتان تنها به قاضی بروید. قاضی تان را هم از محله ی فیس بوک و ترجیحا دختران بی روسری ارایش کرده ی لاک زده ی دارای حق لایک انتخاب کنید. نامه اخلاقی آن شاعران بی نام و گمنام را هم ببرید و الصاق کنید به پرونده و یکی دو تا دعای کمیل و زیارت عاشورا هم بگذارید من باب خر کردن خلق الله و گول زدن خدا در آن خانه ی ارواح و بعد حکم جلب و زندانی مرا هم بگیرید. بدهید به دست همان نوجوان رشیدی که خیال بزرگ شدن و نمایندگی شورای شهر داشت و تایید صلاحیتش را با هزار بدبختی و دویدن خودم گرفتم. من به یک استراحت طولانی نیاز دارم. شاید حق با شما باشد. شاید از دولت دولت شما و آن هفت دهم درصد اضافه بتوانید با توسل به همین ادعا که قزوه دیوانه شده است مرا به بیمارستان روانی تبعید کنید یا به زندان بیندازید. این تنها راه شما برای خلاص شدن از من است. بعد می روم به گوشه ی دنجی . تف می کنم به دنیای کوچک شما و این همه بدهکاری تان به من و امثال من. و فکر می کنم به حرف شاعری که همین چند روز پیش در شیراز با تمسخر می گفت: این خانه باید خانه ی حمایت از شاعران می شد و حالا خانه ی شکایت از شاعران شده. فکر می کنم به صداقتی که با رفتن فیصر رفت. این را که همه می دانند سه سال آخر عمرش سید حسن هم به آن خانه پا نگذاشت. من هم چند سالی ست که راه آن خانه از یادم رفته... من اگر کاره ای بودم آن خانه را مقبره الشعرا می کردم و آن اتاق ها را مرده شورخانه. به مولاعلی قسم که مرده شوری حتی شرافت دارد بر این شغل که شما دارید. مرده شور تمام تان را ببرد. چقدر از شاعران متنفر شده ام این روزها . چقدر دروغ اید شما.... این جملات آخر را نوشتم که قاضی به دادتان برسد و پرونده ی خودم را سنگین کنم. شاید هم حق با شما باشد. قزوه دیوانه شده است.

برچسب‌ها: گرمسار, روستای سنرد, علیرضا قزوه

[ دوشنبه بیست و سوم دی 1392 ] [ 20:7 ] [ کمیل ]

[ ]

امروز جمعه بود و یک روز تعطیل وشاید یه تفاوتی هم با دیگر جمعه ها داشت

آخه هر روز جمعه که خورشید طلوع میکنه همه منتظران آرزویی بس دیرینه 

دارند و همه با خودشون میگن که شاید این جمعه بیاید شاید!!

ما که نمیدونیم آقاجون کی خواهی اومد ولی هر جمعه خودمونو آماده 

می کنیم و جلوی خونمون را آب و جارو که شاید بیایی ..

البته این موضوع برامون یه باوره که شما خواهی اومد و این اتتظار را پایان 

خواهی داد ولی نگرانیم نگران از این بابت که زمانی بیایی که دیگر ما نباشیم

ترسان از این بابت که روی زیبای تورا نبینیم آرزو بر دل بمانیم!!

اما تفاوت این جمعه با جمعه های دیگه اینه که آقا و سرور و مولایمان در این روز

 گرد یتیمی بر سر و رویشان می نشیند و پدر بزرگوارشان را از دست می دهند 

که لازم است شهادت یازدهمین اختر تابناک امامت و ولایت را بر مولایمان آقا 

امام زمان وبر تمامی دوستداران آن حضرت تسلیت بگم

 و همچنین آغاز امامت و مولایی و زعامت حضرت حجت ابن الحسن

را به تمامی رهپویان آن حضرت تبریک عرض کنم 



برچسب‌ها: گرمسار, روستای سنرد, آغاز امامت حضرت مهدی عج, جمعه و آدینه

[ جمعه بیستم دی 1392 ] [ 23:21 ] [ کمیل ]

[ ]

هوا باراني است. نمي‌دانم چرا ياد تو افتادم. ياد اشك‌هاي آخرين خداحافظي‌ات كه در ميان پلك‌ها پنهان شد. يادت هست اين مادرت بود كه رويت را بوسيد و تو را از زير نوراني‌ترين‌ها رد كرد؟ يادت هست چند قدمي برداشتي و با يك نگاه ديگر به مادر از آن كوچه گذشتي؟

مادر مي‌دانست كه نبايد پشت سر مسافرش گريه كند؛ اما اشك‌ها اين را نمي‌فهميدند و بعد از رفتن تو، باريدند. آخرين نامه‌ات را كه نوشتي، يادت هست؟ روبه‌رويت برهوتي از عشق بود و در نگاه تو اين زمين و آسمان بودند كه در يك نقطه به هم متصل مي‌شدند؛ زمين خاكي و آسمان آبي. آيا براي تو هم وصلي خواهد بود؟ روي آن تخته سنگ نشسته بودي و قلم را بي‌پروا حركت مي‌دادي. در كنار تو لاله روييده بود. براي مادر چند شاخه چيده بودي. آري! آخرين نوشته‌ات هنوز با همان لاله‌ها در كنار عكس تو روي طاقچه قديمي خانه‌اند. مادر هر روز به آنها نگاه مي‌كند و با اشك دل به لاله‌هاي تو آب مي‌دهد.

مي‌داني تا به امروز هنوز هيچ كس جرئت كنار زدن پرده دل مادر را نداشته است. تنها خاطره‌اي كه در كنج ذهنش اميد ديدار تو را مي‌دهد، آخرين لبخندت است وقتي كه از پيچ كوچه مي‌گذشتي و دستي كه بالا بردي. مادر حالا مي‌فهمد كه تو مي‌خواستي بگويي «مسافر آسماني» اما فقط اشاره كرده بودي؛ بي‌‌هيچ حرفي.

ثانيه‌هاي انتظار سال‌ها بود كه مي‌گذشت تا اينكه صداي دستي لرزان روي زنگ در، قلب مادر را فشرد. همسنگرت بود؛ يكي از آنها كه مانند تو مسافر آسمان بود، اما...

نگاهي به مادر كرد و سرش را در گريبان فرو برد. شرم، اشك، لرز، همه چيز از درون او موج‌ مي‌زد. دست به جيب برد و پلاك نيمه سوخته تو را به مادر داد؛ پلاكي كه با خون غسلش داده بودند، اما از تو چه خبري داشت؟... هيچ...

از آن به بعد، تنها سنگ‌هايي كه روي آنها نوشته بودند «شهيد گمنام، فرزند روح‌الله» همدم روزهاي تنهايي مادر شد.


برچسب‌ها: گرمسار, روستای سنرد, شهید گمنام, مسافر آسمان

[ سه شنبه هفدهم دی 1392 ] [ 17:58 ] [ کمیل ]

[ ]

دلتنگ آنجا که می شوی دیگر اختیار دل و دیده به دست خودت نیست، پایت طلب رفتن دارد و ذهن خودش پرواز می کند برای رسیدن. آنجا که چون میدان ربایشی قوی جاذبه دارد و مجذوب آنجا شدن بی دلیل و برهان است. آنجا که نه اشکت را دل مردگی می خواننند، نه ناله را از دنیا بریدن نه به سر و سینه کوفتنت را خود زنی، همین اعمال که به چشم مردم اینجا دیوانه بازی است در کلام اهل آنجا عشق بازی خوانده می شود. همان جا که نورش از دور چشم را می زند و چه جای تعجب که چون از اتاقی تاریک به سرزمین نور راهی شوی چشم به دنیا عادت کرده ات تحمل این حجم نور را نخواهد داشت. آنجا همان زمینی است که وعده داده شده به مستضعفان به ارث می رسد، همان بهشت خدا. کاش این تکرار هرساله، هرماهه و هر هفته و هر روزه و هر ثانیه بود اصلاً ای کاش دائم بود. مثل دائم الصلاه بودن یا دائم الذکر بودن. کاش می شد دائم الراهیان نور باشیم.


برچسب‌ها: گرمسار, روستای سنرد, راهیان نور

[ سه شنبه هفدهم دی 1392 ] [ 17:54 ] [ کمیل ]

[ ]

برتر از رویای عطر آگین

صاحب قلب حقیقت بین

 

پرسشی دارم تو را ای گل

طعم خون شور است یا شیرین؟!


برچسب‌ها: گرمسار, روستای سنرد, خون, شور, شیرین

[ سه شنبه هفدهم دی 1392 ] [ 17:51 ] [ کمیل ]

[ ]


به آن لب تشنه می مانم  که ناگاه به دریایی در افتد بیکرانه


لبی از فطره آبی تر نکرده خورد از موج وحشیانه تازیانه


برچسب‌ها: گرمسار, روستای سنرد, دریای بیکرانه, موج, لب تشنه

[ جمعه سیزدهم دی 1392 ] [ 20:41 ] [ کمیل ]

[ ]

بانوی محجبه ای در یکی از سوپرمارکت‌های زنجیره‌ای در فرانسه 

خرید می‌کرد؛ خریدش که تموم شد برای پرداخت رفت پشت صندوق

صندق‌دار یک خانم بی‌حجاب و اصالتاً عرب بود

صندوق‌دار نگاهی از روی تمسخر بهش انداخت و همینطور که داشت

 بارکد اجناس را می‌گرفت اجناس او را با حالتی 

متکبرانه به گوشه میز می‌انداخت. اما خانم باحجاب ما که روبنده

بر چهره داشت خونسرد بود و چیزی نمی‌گفت و این 

باعث می‌شد صندوقدار بیشتر عصبانی بشه ! بالاخره صندوق‌دار 

طاقت نیاورد و گفت: «ما اینجا توی فرانسه خودمون 

هزار تا مشکل و بحران داریم این نقابی که تو روی صورتت داری 

یکی از همین مشکلاته که عاملش تو و امثال تو هستید! 

ما اینجا اومدیم برای زندگی و کار نه برای به نمایش گذاشتن دین و تاریخ! 

اگه می‌خوای دینت رو نمایش بدی یا روبنده به صورت بزنی برو 

 به کشور خودت و هر جور می‌خوای زندگی کن

خانم محجبه اجناسی رو که خریده بود توی نایلون گذاشت، 

نگاهی به صندق‌دار کرد… روبنده را از چهره برداشت و در پاسخ خانم صندوق‌دار 


که از دیدن چهرهٔ اروپایی و چشمان رنگین او جا خورده بود گفت: 

«من جد اندر جد ....



برچسب‌ها: گرمسار, روستای سنرد, دین و تاریخ, حجاب, عرب

[ چهارشنبه یازدهم دی 1392 ] [ 13:15 ] [ کمیل ]

[ ]

 


برچسب‌ها: گرمسار, روستای سنرد, چشم

[ سه شنبه دهم دی 1392 ] [ 23:1 ] [ کمیل ]

[ ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ،